این شانه های خسته نیارند تاب بار گو بار یار باشد و گو بار غیر یار از هر جناح حمله کند حق به جانبی یارب تو کار مملکت ما درست دار این لاف می زند ز تساهل دروغکی آن می کشد به ارزش خون شهید جار ترسم ز قیل و قال حریفان مدعی گردم به ثقل سامعه’ مزمنی دچار فریاد از این دمونستریشن که دم به دم همچون بساط شعبده بازیست برقرار