|
اخوانیه شعرهای فی البداهه و اخوانیه
|
با رفتن تو، من از خودم هم سیرم با عقربهها ثانیهها درگیـرم مرگ آمده، راه نفسم را بسته وقتی چمدان بسته شود، میمیرم!
ای آنکه همیشه با زمان درگیری ابن محمود
بگذار همیشه باز باشد چمدان چون عمر شما دراز باشد چمدان در بسته و باز بودنش رازی هست بهتر که همیشه راز باشد چمدان
نجوا
اینجا چمدان چه ربط دارد با یار
بنده [ ۱۳۸۸/۱٢/٢٢ ] [ ٢:٥٦ ب.ظ ] [ محمد رضا راثی پور ]
[ نظرات () ]
آه ازین سفلگان که جسم ترا [ ۱۳۸۸/۱٢/٢٢ ] [ ٢:٥٤ ب.ظ ] [ محمد رضا راثی پور ]
[ نظرات () ]
از استاد ابن محمود: این قوم که بی رحم تر از تاتارند ابرند و به جای آب آتش بارند حرف رحماء بینهم نشنیده پیوسته اشداء علی الکفارند جواب من: این قوم که بی تمیز و بد کردارند از هیچ رذیله ای فرو نگذارند وقتی سخن از عروس قدرت باشد نشگفت اشداء علی الکفارند
[ ۱۳۸۸/۱٢/۱٦ ] [ ۱٠:٤٩ ق.ظ ] [ محمد رضا راثی پور ]
[ نظرات () ]
مکن حاضر جوابی پیش مخدوم که در آرد زبانت را ز حلقوم [ ۱۳۸۸/۱٢/٩ ] [ ٢:٤٩ ب.ظ ] [ محمد رضا راثی پور ]
[ نظرات () ]
فکر حذر ز تیغ تو ای غم نمی کنم مردی اگر بیا و خودت را نشان بده [ ۱۳۸۸/۱٢/۱ ] [ ۱۱:٥٤ ب.ظ ] [ محمد رضا راثی پور ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |